خرید بک لینک

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز به نقل از خراسان، دختر 22 سالهu200aای که چند ماه قبل به عقد پسر جوانی درآمده است در حالی که عنوان میu200aکرد« تصمیم داشتم ماجرای اعتیاد و مصرف قرصu200aهای مخدردار را برای همسرم بازگو کنم اما از عاقبت آن وحشت داشتم» به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: 7 ساله بودم که پدر و مادرم به بهانه نداشتن تفاهم و تنها به خاطر لجبازی با یکدیگر از هم جدا شدند و من و خواهر کوچک ترم بلاتکلیف ماندیم.

پدرم برای آن که غرور خود را به مادرم اثبات کند ما را از او گرفت. مادرم نیز با این بهانه که پدرم هزینهu200aهای ما را پرداخت نمیu200aکند به راحتی و بدون لحظهu200aای تأمل ما را رها کرد.

من و خواهرم در حالی نزد مادربزرگ پیرمان زندگی میu200aکردیم که حتی بودن یک ساندویچ پنیر در کیف مدرسه برایمان به آرزو تبدیل شده بود. پدرم دست از لجبازیu200aهایش برنداشت و برای آن که غرورخودش را به مادرم اثبات کند با زن جوان دیگری ازدواج کرد.

در این شرایط بود که با مرگ مادربزرگم مجبور شدیم نزد پدرمان بازگردیم اما آن جا هم جز درگیری و سر و صدا چیز دیگری نبود. زن پدرم اهل رفیق بازی بود و به مواد مخدر صنعتی اعتیاد داشت. او اجازه درس خواندن را به ما نداد و پدرم نیز هیچ گاه نمیu200aپذیرفت که همسرش اعتیاد دارد.

مدتی گذشت تا این که رفتار نامادریu200aام به طور ناگهانی تغییر کرد. او دیگر با من بسیار صمیمی شده و مرا با خود به مهمانیu200aهای دوستانش میu200aبرد و من از این شرایط خیلی راضی بودم اما زمانی به خود آمدم که دیگر به دختری معتاد و بی حجاب تبدیل شده بودم.

در همین روزها بود که نامادریu200aام به خاطر انتقام از من که موضوع اعتیادش را به پدرم لو داده بودم، ماجرای اعتیادم را به پدرم گفته بود. آن روز پدرم با کمربند همه بدنم را کبود کرد و با اصرار او برای ترک اعتیاد اقدام کردم.

در حالی که قرصu200aهای ترامادول و متادون مصرف میu200aکردم «قنبر» به خواستگاری ام آمد و مراسم عقدکنان ما برگزار شد. او وضع مالی خوبی نداشت و من هم فقط برای رهایی از وضعیتی که در آن قرار داشتم حاضر به ازدواج با او شدم اما آرام آرام علاقه عجیبی به قنبر پیدا کردم چرا که او پسری مهربان و زحمتu200aکش بود در حالی که ماجرای اعتیادم را پنهان کرده بودم همسرم از من میu200aخواست تا شبu200aهایی را که سر کار است من نزد مادرش بمانم.

من از مدتی قبل قرص ترک اعتیاد مصرف می کردم اما وقتی در منزل مادر شوهرم قرص هایم تمام می شد و تهیه آن برایم امکان پذیر نبود به طور ناگهانی دچار تشنج می شدم و همه را نگران می کردم. این گونه بود که مادر شوهرم به کلانتری مراجعه کرده است تا راه چاره ای بیابد...

2007

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 6 اسفند 1394 ساعت: 17:41

صفحه بندی