خرید بک لینک

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز به نقل از خراسان، جوان 21 ساله در حالی که عنوان میu200aکرد همه سرمایه و اندوخته هایم را به خاطر اعتماد به یک دوست از دست دادهu200aام و اکنون برای پرداخت مخارج دانشگاه دچار مشکل هستم به کارشناس اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: وقتی وارد دبیرستان شدم «مهران» به یکی از صمیمیu200aترین دوستانم تبدیل شد.

ما همکلاس بودیم و اوقات بیکاری را با یکدیگر میu200aگذراندیم. او پسر باشخصیت و دوست داشتنی بود به طوری که حتی در یک رشته ورزشی نیز با هم فعالیت میu200aکردیم. روزها به همین منوال سپری میu200aشد تا این که آخرین امتحان خرداد سال سوم دبیرستان برگزار شد.

آن روز من و مهران همانند تعطیلات تابستانu200aهای گذشته با یکدیگر خداحافظی کردیم تا باز هم سال تحصیلی جدید یکدیگر را ببینیم. اما این آخرین دیدار ما بود و من دیگر هیچ گاه او را ندیدم. سال بعد در رشته مهندسی رایانه پذیرفته شدم و ادامه تحصیل دادم.

2 سال بعد در یک دفتر فروش رایانه مشغول کار شدم تا بتوانم هزینهu200aهای دانشگاه را تامین کنم. دیگر «مهران» از خاطرم رفته بود تا این که 2 ماه قبل به طور اتفاقی او را در خیابان دیدم خیلی خوشحال شده بودم از وضعیت شغلی او سوال کردم او گفت: همان سال در دبیرستان ترک تحصیل کرده و به شغل آزاد روی آورده است.

اکنون نیز در زمینه واردات رایانه و گوشی تلفن همراه فعالیت میu200aکند. این جمله را که شنیدم احساس کردم سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است به او گفتم اتفاقا من هم دانشجوی مهندسی رایانه هستم و در یک دفتر فروش رایانه کار میu200aکنم. آن روز از هر دری سخن گفتیم تا این که مهران پیشنهاد کار به من داد و قرار شد تعداد زیادی گوشی و لپ تاپ برایم وارد کند.

من هم مبلغ 4 میلیون تومان را که همه پس اندازم بود به حسابش واریز کردم. او گفت تا چند روز آینده اجناس از دبی وارد کشور میu200aشود. روز بعد دوباره با من تماس گرفت و گفت لپ تاپ تو کهنه است آن را بیاور تا با سیستم جدید برایت عوض کنم مابه التفاوت آن نیز شیرینی همکاریمان باشد.

ساعت 20 شب بود که سرقرار رفتم. مهران با خودروی مدل بالای گران قیمتی کنارم توقف کرد. بهت زده پرسیدم این خودرو مال خودت است؟ پاسخ داد نه این را برای مادرم خریدهu200aام و خودروی خودم در کارواش است. اگر با هم کار کنیم وضع تو بهتر میu200aشود.

در حالی که هنوز به حرفu200aهای مهران میu200aاندیشیدم لپ تاپم را به او دادم. حالا هم دیگر پاسخ تلفن هایم را نمیu200aدهد. این در حالی است که اطلاعات و تصاویر شخصیu200aام در فضای مجازی منتشر شده و تازه فهمیدهu200aام او یک کلاهبردار است.

2007

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت: 18:54

صفحه بندی